تبليغاتX
نهج البلاغه



 

پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: قرآن از همه چيز، جز خدا، برتر است، پس هركه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است و هركه قرآن را پاس ندارد، احترام خدا را سبك شمرده است.                           

بحار الأنوار، ج92، ص 19

 

 در شب قدر، كه از چشمه نور

آيه هايي روشن

جلوه هايي جانسوز

تا سحرگاه فرو مي بارد،

واي بر ما، اگر از ريزش فيض

بهره هايي نبريم.

حيف اگر در "شب قدر"،

"قدر" خود نشناسيم.

***

رمضان، دعوتي است به باز يافتن "خود گمشده"،

و "فطر"، موسم چيدن ميوه "فلاح" از چشمه "فطرت" است، و سپاس نعمتي است

 كه در رمضان و شبهاي قدر آفرين آن نازل مي شود.

"شب هاي قدر"، اوج اين پر گشودن در فضاي نيايش و عبوديت است و شكوفايي

"رحمت الهي" بر بندگان.

رمضان، موسم پر برگ و بار بازگشت به سرشت پاك است.

روزه، آزمون سراسري "اخلاص" بندگان است، تا از اسارت " شكم"و "شهوت" رها

 شوند و از "بند ماديات" و "كمند تعلقات" آزاد گردند.

و … "شب قدر"، ساعت پذيرايي از مهمانان "بزم حضور" در "مائده قرب" است.

كيست كه بر سفره مولي بنشيند و گرسنه برخيزد؟

شب زنده داريهاي عابدان،

اشكهاي شب بيداران و نجواي خالصانه دعاخوانان،

استغفارهاي پارسايان و متهجدان،

"يارب يارب" سحرخيزان،

همه و همه، جلوه هايي از بركات اين ماه و شبهاي قدر است.

شبي كه سپيده بيداري، سراسر سلام و نور است،

"سلام هي حتي مطلع الفجر"

كاش چراغ "ذكر" بسته و شمع "ياد"، در شبستان همه دلها روشن شود و ظلمت

گناه و غفلت، از زاويه همه قلوب، زدوده گردد.

خسران زده كيست؟

آنكه ماه رمضان و سحرهايش و شب قدرش بر او بگذرد و غفران الهي شامل حالش

 نشود و "تحول" نيابد.

مگر ما در طول سال، چقدر فرصت "تجديد ديدار" با "فطرت" داريم؟

مگر در طول سال، چند "شب قدر" داريم؟

ماهي جان، در درياي "ياد خدا" است كه حيات مي يابد.

وگرنه، دلهاي جدا از خدا، مشتي گوشت است و سخت تر از سنگ!

"بيا، بيا، كه بشوييم خانه دل را،

چرا گناه، چرا غفلت و فراموشي؟

بيا كه چهره دل را،

به آب "توبه" بشوييم و پاكتر گرديم.

بيا به فطرت بي عيب خويش، برگرديم.

در شب قدر، رو به آينه محاسبه مي نشينيم و چهره جان را بي غبار مي بينيم و با

باران اشك، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شستشو مي دهيم.

شب قدر، شب گشودن سفره دل و ريختن اشك نياز و فصل گريستن چون ابر بهار در

 دل آستان آفريدگار غفار است.

شب قدر، شب احياي خويش، با دم مسيحايي دعاست.

شبي است كه بايد قدر خويش را بشناسي،

تقدير خويش را رقم بزني

و… "خويشتن جديد" را با قلم توبه و جوهر اشك، ترسيم كني

 

یا علی 

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 7:37 توسط احسانی |

 

 

اميرالمؤمنين على(عليه السلام)
پرتوى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)


اميرالمؤمنين على(عليه السلام)، چهارمين پسر ابوطالب، در حدود سى سال پس از واقعه فيل و بيست و سه سال پيش از هجرت در مكّه معظّمه، از مادرى بزرگوار و باشخصيّت، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سيزده رجب در كعبه به دنيا آمد.
على(عليه السلام) تا شش سالگى در خانه پدرش ابوطالب بود.
در اين تاريخ كه سنّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از سىسال گذشته بود در مكّه قحطى و گرانى پيش آمد و اين امر سبب شد كه على(عليه السلام) به مدّت هفت سال در خانه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، تا اوّل بعثت، زندگى كند و در مكتب كمال و فضيلت آن حضرت تربيت شود.
اميرالمؤمنين در خطبه 192 نهج البلاغه مىفرمايد:«وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصيلِ اَثَرَ أُمِّهِ، يَرْفَعُ لى فى كُلِّ يَوْم مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَمًا، وَ يَأْمُرُنى بِالاِْقْتِداء بِهِ.»«و من در پى او بودم چنانكه بچّه در پى مادرش، هر روز براى من از خلق و خوى خويش نشانه هاى برپا مىداشت و مرا به پيروى آن مىگماشت.»بعد از آن كه محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) به پيامبرى مبعوث گرديد، على(عليه السلام)نخستين مردى بود كه به او گرويد.
براى اوّلين بار ابوطالب پسر خود را ديد كه با پسرعموى خود مشغول نمازاند.
گفت: پسر جان چه كار مىكنى؟ گفت: پدر، من اسلام آورده ام و براى خدا با پسر عموى خويش نماز مىگزارم.
ابوطالب گفت: از وى جدا مشو كه البته تو را جز به خير و سعادت دعوت نكرده است.
ابن عبّاس مىگويد: نخستين كسى كه با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نماز گزارد، على بود.
روز دوشنبه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)به مقام نبوّت برانگيخته شد، و از روز سه شنبه على نماز خواند.
در سال سوم بعثت بعد از نزول آيه «وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقربينَ»; يعنى «خويشان نزديكتر خود را انذار كن!» رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بنى عبدالمطّلب را كه حدود چهل نفر بودند دعوت كرد و به آنها ناهار داد، امّا آن روز نشد سخن بگويد، روز ديگر آنها را دعوت كرد و بعد از صرف ناهار به آنها فرمود: كدام يك از شما مرا يارى كرده و به من ايمان مىآورد تا برادر و جانشين بعد از من باشد، على(عليه السلام)برخاست و فرمود: اى رسول خدا! من حاضرم تو را در اين راه يارى دهم.

تموم نشده اگه می خوای که بیشتر با سیره امام خودت آشنا شی منتظر ادامه ی مطلب د ر پست های

آینده باش

یا علی  

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:1 توسط احسانی |

 

خطبه بي« الف »

عده اي از اصحاب رسول خدا (ص) در مسجد، دور هم نشسته بودند و از موضوعات

مختلف سخن مي گفتند .

يكي از اصحاب گفت : راستي! به نظر شما كداميك از حروف الفبا در كلمات بيشتر

 مشاهده مي شود؟

همگان گفتند : حرف «الف»

پس امير المومنين (ع) فرمودند : اكنون براي شما خطبه ي مصلي مي خوانم ،

بدون اينكه از حرف الف در آن خبري باشد .

اصحاب تعجب زده به دهان مبارك امام علي (ع) چشم دوختند.

امير المومنين آغاز خطبه نمودند:

 حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتَهُ ، وَ سَبَغَت نِعمَتَهُ ، وَ سَبَقَت غَضَبَهُ رَحمَتُهُ ، وَ تَمَّت كَلِمَتُهُ ،

 وَ نَفِذَت مَشيئَتُهُ، وَ بَلَغَت قَضِيَّتَهُ.

حَمِدتُهُ حَمدَ مُقرّ بِرُبُوبِيَّتِهِ ، مُتَخَضِّع لِعُبُودِيَّتِهِ‌، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطيئَتِهِ ، مُتَفَرِّدٍ بِتَوحِيدِهِ ،

مُوَمِّلٍ مِنهُ مَغفِرَهٌ تُنجيهِ ، يَومَ يُشغَلُ عَن فَصيلَتِهِ وَ بنيهِ.

وَ نَستَعِينُهُ وَ نَستَرسِدُهُ وَ نَستَهديهِ ، وَ نُؤمِنُ بِهِ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيهِ ، وَ شَهِدتُ لَهُ شُهُودَ مُخلِصٍ مُوقِنٍ ،

 وَ فََرَّدتُهُ تَفريدَ مُؤمِنٍ مُتَيَقِّنٍ ، وَ وَحَّدتُهُ تَوحيدَ عَبدٍ مَذعِنٍ ، لَيسَ لَهُ شَريكٌ في مُلكِهِ ، وَ لَم يَكُن

 لَهُ وَلِيٌّ في صُنعِهِ ، جَلَّ عَن مُشيرٍ وَ وَزِيرٍ ، وَ عَن عَونٍ وَ مُعيِنٍ وَ نَصِيرٍ وَ نَظِيرٍ ...

وَ شَهِدتُ بِبَعُثِ مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ ، وَ عَبدِهِ وَ صَفِيِّهِ ، وَ نَبِيِّهِ وَ نَجِبِّهِ وَ حَبِيبِهِ وَ خَلِيلِهِ ، بَعَثَهُ فِي

خَيرِ عَصرٍ ، وَ حينَ فترَهٍ وَ كُفرٍ ، رَحمَهً لِعَبيدِهِ ، وَ مِنَّهً لِمَزيدِهِ ، حَتَمَ بِهِ نَبُوَّتَهُ ، وَ سَيَّدَ بِهِ

حُجَّتَهُ ، فَوَعَظَ وَ نَصَحَ وَ بَلَعَ وَ كَدَمَ ، رَؤُفٌ بِكُلِّ ، مُؤمِنٍ ، رَحِيمٌ سَخِيٌّ ، رَضِيٌّ وَلِيٌّ زَكِيٌّ ،

عَلَيهِ رَحمَهٌ وَ تَسلِيمٌ ، وَ بَرَكَهٌ وَ تَكرِيمٌ ، مِن رَبٍّ غَفُورٍ رَحيِمٍ ، قريبٍ مُجيبٍ .

وَصَّيتُكُم مَعشَرَ مَن حَضَرَني بِوَصِيَّهِ رَبِّكُم ، وَ ذَكَّرتُكُم بِسُنَّهِ نَبِيِّكُم ، فَعَلَيكُم بِرَهبَهٍ تُسكِنُ قُلُوبَكُم ،

وَ خَشيَهٍ تُذري دُمُوعَكُم ...

وَ لتَكُن مَساَلَتَكُم مَساَلَهُ ذُلٍّ وَ خُضُوعٍ ، وَ شُكرٍ وَ خُشُوعٍ ، بِتَوبَهٍ وَ تَوَدُّعٍ ، وَ نَدمٍ وَ رُجُوعٍ ...

نَعُوذُ بِرَبٍّ قَدِيرٍ ، مِن شَرِّ كُلِّ مَصيرٍ ، وَ يَساَلُهُ عَفوَ مَن رَضِيَ عَنهُ وَ مَغفِرَهٌ مَن قَبلُهُ ، فَهُوَ

 مَساَلَتي ، وَ مُنحِجُ طَلَبَتي ...

عُذتُ بِرَتٍ عَلِيمٍ ، رَحِيمٍ كَرِيمٍ ، مِن شَرِّ كُلِّ عَدُوٍّ لعينٍ رَجيمٍ ، فَليَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُكُم ،

وَ لَيبتَهِل مُبتَهِلُكُم ، وَ يَستَغفِرُ كُلُّ مَربُوبٍ مِنكُم لِي وَ لَكُم ، وَ حَسبي رَبِّي وَحدَهُ .

 اصحاب چون اين كلمات اعجاز آميز را از حضرت امير (ع) شنيدند در حالي كه انگشت تعجب به دندان مي گزيدند با گفتن آفرين و احسنت به آن حضرت پراكنده شدند .

شرح نهج البلاغه ، ابن ابي الحديد ، ج 19 ، ص 140-143 .

تفصيل خطبه را كه شامل حمد و ثناء خداوند و رسول گرامي اسلام (ص) و موعظه پيرامون شكر از نعمت و آمادگي براي مرگ و اوصاف قيامت است را در آدرس ياد شده ملاحظه نماييد .

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 13:15 توسط احسانی |

 

 

سلام و صد سلام به تمام شما همراهان عزیز

امیدوارم که خوب باشید

این پیروزی بزرگ و فرخنده را به تمامی مسلمانان و به خصوص به امت

 غیور و نیرومند لبنان و رزمندگان حزب الله تبریک می گویم .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 13:40 توسط احسانی |

 

                                       

        پدر خوبم روزت مبارک

ولادت با سعادت مولی متقیان ، یاور مظلومان ، علی (ع) بر تمامی

شیعیان مبارک

           

            

عیدتان مبارک

تقدیم به تمام پدرانی که بوسه بر دستان شان باید زد.

بابای خوبم خیلی دوستت دارم . خیلی

just for you my father  

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 9:39 توسط احسانی |

 

 

یکی از القاب مولی امیر المومنین (ع)‌یعسوب الدین است .آیا می دانید «یعسوب »

 

 به چه معناست ؟عرب ؛ به فرمانده ی زنبور های عسل یعسوب می گویند. هنگامی که

 

 زنبور های کارگر گل ها را برای درست کردن عسل می مکند و به کندو باز می گردند ،

 

 ابتدا مورد بازرسی قرار می گیرند . بدین صورت که فرمانده ی زنبورها « یسعوب »

 

 در جلوی در کندو می ایستد آنگاه زنبورها را بو می کند ، هر زنبوری که برروی 

 

گل بدبو نشسته باشد و توشه ی بد به همراه داشته باشد حق ورود به کندو را ندارد ،

 

و مورد تهاجم زنبورهای نگهبان واقع می شود .

 

آری ، امیرالمومنین (ع) نیز همان طوری که در دنیا حجت خدا و هادی و حق است

 

 در روز قیامت بر در بهشت می ایستد ، و هر کسی را که بوی ولایت و محبت را

 

 باخود نداشته باشد از ورود به بهشت محروم می نماید .

 

منبع:

 

        - شرح نهج البلاغه ، ابن اب الحدید ، ج 1 ،‌ص 13

 

 


 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 8:14 توسط احسانی |

 

 

 

« انا للله و انا الیه راجعون  »

و باز مصبت و فاجعه ای دیگر این بار این خون خواران با تمام بی رحمی خود

آنگاه که فهمیدند که نمی تواند در برابر ایمان مردم مسلمان بایستد و قدرت

خداست که دست آنان را با تمام تجهزات نظامی بسته و کاری نمی توانند

بکنند ناجوانمردانه دست به فاجعه ی خونین دیگری زدند و به زنان و کودکان

بی دفاع که هیچ گناهی نداشتند حمله کرده و آنان را باخاک و خون یکسان

نموده.

آخر کسی نیست که بگوید ای ترسو ها شما که یارای مقابه با حزب الله را ندارید

چرا عقده های خود را سر کودکان و زنان بی دفاع خالی می کنید اگر شما مرد

جنگ هستید بروید و با همرزم خودتان بجنگید .

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 18:40 توسط احسانی |

 

 

قال رسول الله (ص): سفر کنید تا تندرست باشید .

سلام دوستان و همراهان همیشگی من

امیدوارم که حالتان خوب باشد و سرزنده و شاداب باشید . الحمد للله من که خوب و سرحال هستم

چون اولا اینکه تازه از سفر برگشتم و حسابی بهم خوش گذشته .

راستی به نظر شما چرا آدما به سفر رفتن علاقه دارن و از خداشونه که یه مسافرت برن و آب و هوایی

عوض کنن؟

طبق همین حدیث شریف که ملاحظه کردین سفر هم برای تندرستی خوب هست و هم برای دیدن

و درس گرفتن از طبیعت . به قول پدرم اگه مسافرت صرفا برای خوش گذرانی باشه ارزش چندانی نداره

باید به طبیعت رفت و زیبایی های آن را دید و از آن درس گرفت .

خداوند خود زیباست و زیبایی ها را هم دوست داره و این طبیعت سبزو زیبا هم که آفریده ی خداست

جلوه گر برزگی و عظمت و قدرت الهی است .

وقتی پا به جنگل و کوه و دریا می گذاریم و به دقت به آن خیره شویم خواهیم دید که طبیعت بی جان

با زبان بی زبانی باهات حرف می زنه .

اگه به خانه ی عنکبوت خوب نگاه کنی که چقدر با نظم و ترتیب تار دوانده است از آن درس با نظم بودن

را یاد می گیری . به کوشش مورچه ها و تلاطم امواج دریا که آرامش خاصی به انسان می بخشد توجه

کنی خواهی دید که همه و همه با تمام زیبایی خود صبح گاهان و شامگاهان طاعت خدا را به میکنند

و تسبیح او را به جا می آورد .

نتیجه اینکه از هر چیزی به راحتی نباید گذشت بلکه باید روی نوع خلقت و آفرینش آن و به سازنده ی

ماهر و چیره دست آن اندیشید و تفکر کرد و درس زندگی آموخت .

                                                                                                               پایند باشید

                                                                                                               یا علی مدد 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 11:45 توسط احسانی |

 

سلام دوستان خوب و همیشگی من

خوب هستین . ممنون از منتی که می زارین و نظرمی دین . من یه مدتی نیستم دارم می رم

مسافرت به یه جای خوب ولی زود بر می گردم .

انشاءالله تا یه هفته ی دیگه دوباره آپ می شم .

تا آن روز یا علی مدد

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:9 توسط احسانی |

 

 

  بعضی ها می گویند دنیا دنیای پیشرفت و تکنولوژی هست . دنیا

دنیای علم است . اما من می گم دنیای ما دنیای جنایت است .

دنیای قتل و خونریزی دنیایی که هر کس به خودش اجازه می ده

فجیع ترین جنایت ها را انجام بده  و هیچ وجدان بیداری جرات اعتراض

نداشته باشد .

 این تنها گوشه ای از جنایات اسرائیلی ها است :

 

MEASURED?

MEASURED?

 

MEASURED?

نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 9:56 توسط احسانی |

 

 

منوی اصلي

مدير  وب سايت

پیوندهای روزانه
پيوندها
آرشيو

ٍٍEmail
Name


Powered by WebGozar

طراح قالب
hekmat alavi